+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 6:31 توسط حامد گچویی
|
سلام ..افتتاح وبلاگ سال 91 روزی مجنون از روی سجاده شخصی در حال نماز عبور کرد،مرد نمازش را شکست و گفت:مردک من در حال راز و نیاز با خدا بودم تو چگونه این رشته را بریدی؟مجنون لبخندی زد و گفت :من عاشق دختری هستم،تورا ندیدم،تو عاشق خدایی و مرا دیدی؟ یا الله اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل الفرجهم